دنیا پرستانی که لباس دین پوشیده اند ولی از "نیست دیانت انگارانند"
استاد دکتر سید احمد فردید میگوید: "عصر امروز عصر عسرت است و عسرت زدگی، نه یُسر. روزگار ضرّاء است و نه سرّاء ... ما در پایان روزگار شدّتیم؛ شدت آخرالزمان و ضرّاء آخرالزمان و عسرت آخر الزمان... یک جریانی هست که این روزگار ضرّاء را عین سرّاء می گیرد و مدافعش است. اینان عافیت طلبان جهانند. اینان اهل اترافند و اسرافند و تبذیرند و سوء مصرف زده و تن آسانند. می خواهند همواره این یسر بیمار مرضناکش ادامه پیدا کند".
هر روز خبری از غربت دین خدا می شنویم. دین خدا ملعبه دست عافیت طلبانی است که به نام خدا، ابتدا " نیست " را " هست" می نمایانند؛ یعنی مترفین و مسرفینی که دنیاپرستی را با لعاب عقبی پرستی به نام دین سکه زده اند. سپس هستِ دیانت را نیست انگاشته اند؛ یعنی اسلام و قرآن را به مسلخ بدبینی خلق بواسطه اعمال خود برده اند.
این اشباح الرجال یا رجّاله های طاغوت که خود را رجال دین می نامند از حقیقت رویگردانند و به سرّاء بسی دلبسته اند. عسرت و ضرّاء مردم در معیشت برای اینان شده سرّاء در سوء مصرف زدگی و تبذیر در دنیا. جلوی مردم چشمشان می گرید ولی در خلوت، دلهایشان به روی دنیا می خندد و پر می کشد. اعمالشان نادرست و زبان شان ناراست است؛ به طوری که خداوند آنرا مایه ننگ شان قرار می دهد و به آن، در دنیا و آخرت رسوایشان می سازد. این نیست انگاران یهودی زده، چه خود را "آیت" بخوانند یا " حجّت"، {أکّالون لسُّحت} هستند و اموال حرامی از مکاسبی پلید و خبیث جمع آورده اند؛ و از ضرّاء و شدت روزگار محرومان برای خود، سرّاء و تن آسانی فراهم کرده اند.
آنها عقبی را به نام آخرت به مردم می فروشند و با ثمن آن، دنیا برای خود می خرند. یعنی آخرت می شود عقبایِ دنیا آنان؛ و هر کس یک سهمی از مکاسبش به ظنّ اینکه آخرتی هم هست کنار بگذارد و اَولی به این فروشندگان بدهد هم دنیا دارد و هم آخرت! ولو در روزگار ضرّاء آواز یُسر بخواند. به قول جناب حافظ " فقیهان مدرسه" هستند که بابت همین آخرت فروشی بسی هدیه و رشوه و مال اوقاف ستانده اند. آنان که یهودی زده، مست متاع دنیا و سرخوش معافیت از عذاب دوزخ و آتش قهر الهی شده اند، فتوا می کنند برای خلق که ظاهرپرستی و دنیا طلبی حرام است و قناعت راه رستگاری و عقبا پرستی.
آنان چنین فتوایی را با مناسک اشک ریزان که بابت آن مزد عظیمی از خلق و خلق بانان ستانده اند تقویت می کنند. آنگاه آنها در خلوت خود فتوی می کنند که ما جمله برگزیدگانیم؛ و هر چه بر اعمال خلق سیّئه است بر ما حسنه شمرده می شود!
جناب ابن عباس گفت: " حتی شرط برای اجرت تعلیم قرآن سُحت است". ( فقه الرضا 252 و مستدرک الوسایل 124 ص 116) حال این دنیا پرستان عمری را گذاشتند تا در توصیه مومنین به عقبا ( و نه آخرت) بگویند شرط رستگاری مومنین آنست که به ظنّ وجود آخرت چیزی از اموال و املاک و نقود خود را هدیه و هبه و وقف و حبس برای حضرات کنند. یا برای کارچاق کردن حق العمل(رشوه) دهند! آیا این شرط سُحت نبود؟
نیست انگاری حوالت روزگار ماست. یهودی زدگی بخصوص " آنچنانِ" نیست انگاری را " آنچنانتر" کرده است که از اسلام و قرآن فاتحه ای بیش نمانده. آیا این حضرات همان "یهود امت" نیستند که رسول الله نشانی داده؟
{ هل یستوی الخبیث و الطیّب و لو اعجبک کثرة الخبیث} از که نشان دارد و از کدام روزگار سخن می گوید. به دیندارانی که ساده لوحانه و از سر تنگی معیشت می گویند شاید زمان دین و دینداری گذشته که مدعیان با دین چنین می کنند؛ و یا خناسانی که "تزویرِ حافظ و مفتیّ و شیخ و محتسب" را شاهد افول زمانۀ دینداری می کنند باید بگوئیم هرگز چنین نیست بلکه:
اللهِ ما بندگانِ پروردگار عالم، دریغا که چنین طاغوت زدگان خبیثی را بندۀ او بخوانند.
رسول اللهِ ما ملت حنیف، حیف و دریغ است که چنین یهودی زدگان خبیثی را امت او بخوانند.
ولی اللهِ ما امت مهدی موعود، حیف و دریغ است که چنین غربزدگان مضاعفی را شیعه او بخوانند.
به خدا سوگند حیف و دریغ است که این جرثومگان فسق و فجور و فساد، به الله و رسول الله و ولی اللهِ ما مستضعفان مهدی موعود منتسب شوند. ساحت قدسشان منزّه است از "مگس پرّی" چون اینان که خود را "شاهباز" قاف دیانت می خوانند.
باید به اینان و همه کسانی که اینان را مصداق ما بالذات دین و دینداری می دانستند یا به دسیسه چنین معرفی می شدند گفت زینهار، مستضعفان مهدی موعود و منتظران به جهاد اکبر و اصغر که در راه مظهریت اسم الله مهدی موعودند، از دنیا و عقبای اینان گذشته اند تنها در سلوک آخرت به اینان می گویند: { لکم دینکم و لیَ دین}.