تلقیاتی از آیه ۱۸۲/اعراف: دروج زدگی، بیان دیگری از غربزدگی است

الذین کذّبوا بآیاتنا سنستدرجهم من حیث لا یعلمون

خداوند دروج می زند، دروغ می زند به صورت کسانی که آیات الهی را تکذیب می کنند، آنهم از جایی که هرگز نمی دانند. دروج مصداق ما بالذات دروغ است.

عالم فانی، زمان فانی و آدم فانی است، همه اینها می گوید که عالم و آدم و زمان، فانی غیر حقیقی و غیر اصیل هستند. این فنای بعد از بقا یا دو قوس " یُخرج الحيَّ من المیت" و " مخرج المیتَ من الحي" از آیات الهی اند؛ پس کسی که فانی را باقی بینگارد و اصیل بداند، گویی آیات الهی ، یعنی فنای عالم و آدم و زمانِ عالم و آدم را تکذیب کرده است.

حال در این عالم فانی، مالکیت فانی است. برای این آدم فانی قدرت و مقام و منصب، ثروت و اموال و اولاد، حرث و ثمرات، شهرت و جمال و زیبایی، علم و تکنیک، مدارج شغلی و... همه فانی اند. زمان فانی بر هر چیز آدم فانی و عالم فانی بگذرد، آنرا فرسوده، عاری و بی رونق می کند. ولی اگر اینرا باور نکنیم و به کسب همه چیز در عالم فانی و آدم فانی و زمان فانی، برای جاودانگی دل ببندیم، آنوقت آیات الهی را تکذیب کرده ایم و بازگشت به سوی او را تکذیب کرده ایم. آنوقت همه آنچه فانی و دروغ است را راست و باقی انگاشته ایم.

خدا این دروغ های فانی، " این نیست های هست نما" را به صورت " راست های باقی" در نظر ما می آورد و در واقع " به صورت ما می زند.( به صورت ما می زند، یعنی صورت ما، صورتی دروغین و دروج زده می شود. چنانکه استاد دکتر احمد فردید نیز گفت: دروج زدگی، بیان دیگری از غربزدگی است. پس رئیس و مالک و پروفسور و آیة الله و زیبا و مشهور، دارا و بهره مند، قدرتمند و ثروتمند، صورتی دروغین است که ما به آن مُصَوَّر می شویم. همین است که انسان در کسب همه این بی معنی ها و بی معنی گری ها، " اشتغال بما لا یعني " پیدا می کند.) به گونه ای که هرگز نمی دانیم فانی را جای باقی، و دروغ را جای راست برداشته ایم.

دروغِ مقام و منصب فانی؛ دروغِ ثروت و اموال فانی؛ دروغِ اولاد و نسل فانی؛ دروغ شهرت فانی؛ دروغ زیبایی و جمال فانی؛ دروغ علم و پرفسوری و آیة اللهی فانی؛ دروغ... هر چیز فانی و دروغی که راست نما و حقیقت نماست،. مانند جاودانگی و دنیا و هرآنچه در آنست، اگر بدانیم فانی است و باید بگذاریم و برویم، برایمان عذاب آور است؛ بلکه سخت ترین عذاب ها آنست که به چیزی دلبسته و وابسته ایم و باید آنرا ترک کنیم و واگذاریم.

لذا در ماهیت ترک امر فانی و دروغ جاودانگیِ امر فانی، عذاب ترک آن نهفته است. انسان با دلبستگی به آن قدم به قدم خود را معذّب به عذابی ألیم می سازد و خدا استدراج را در امر فانی، همان عذاب مرحله به مرحله قرار داده است.